• معرفی کتاب


    بزرگ‌ترین رمان حماسی یا حماسی‌ترین رمان رئالیستی جهان؟ «جنگ و صلح» لئو تولستوی هر دو اینها و بیش از اینهاست. «جنگ و صلح» رمانی قرن نوزدهمی از نویسندۀ بزرگ روس، دربارۀ جامعه و تاریخ روسیۀ دوران تزاری است. هنگامی که تزارها بر روسیه حکم می راندند، «خانواده» یکی از ارکان اساسی جامعه و «غرور» یکی از مهم‌ترین خصائل روحی مردمان روس بود. خانواده در پیوند با زمین، املاک، ثروت و ازدواجی شایسته و درخور شأن اهمیت داشت و غرور در ساحت‌های فردی، خانوادگی، و مهم‌تر از همه، ملی، یک ارزش اخلاقی به حساب می آمد. لئو تولستوی خود دو جنگ بزرگ آغاز قرن نوزدهم کشورش را با فرانسۀ ناپلئون بناپارت به چشم ندید – او یک دهه بعد از دومین جنگ به دنیا آمد – اما «جنگ و صلح» را به تاریخچه ای دربارۀ نبرد بزرگ ناپلئون بناپارت در خاک روسیه و نیز تاریخ اجتماعی کشورش در قرن نوزدهم تبدیل کرد. درواقع خواندن «جنگ و صلح» هم خواندن رمانی سترگ است و هم مطالعه در تاریخ یک ملت، یک کشور و یک جنگ سرنوشت‌ساز تاریخی. تولستوی از معدود نویسندگان روس است که سیمایی گیرا و شکوهمند از ناپلئون ارائه داده. او البته تزار روس را نیز زیبارو، جذاب، مردمی و واجد صفات نیک ترسیم کرده است. بدون شک، چنین ریزبینی در توصیف جزئیات این دو شخصیت واقعی، در هیچ رمان دیگری یافت نمی شود. در کنار آن، تصویری که از میدان نبرد، پیروزی ها و کشته شدن ها، پیشروی ها و عقب نشینی ها، ارائه گشته، شاید تنها در فصلی از رمان «بینوایان» ویکتور هوگو نظیری درخشان داشته باشد؛ فصل مربوط به نبرد واترلو. اما تولستوی «جنگ و صلح» را به قصد خلق رمانی دربارۀ تاریخ جنگ‌های روسیه و فرانسه ننوشت و به‌راستی نیز نمی توان آن را اثری مستندنگارانه یا جنگی برشمرد؛ «جنگ و صلح» دربارۀ جامعۀ روسیه، طبقۀ اشراف، زندگی های خانوادگی و سرنوشت افرادی است که تحت تاثیر جنگ، پول، خانواده، خصلت‌ها و امتیازهای طبقاتی، حسادت‌ها و جاه طلبی ها و... زندگی می کنند و هرکدام، در روندی رئالیستی – و نه رمانتیک – به فرجامی تلخ یا خوش یا حتی رهاشده و نامعلوم می رسند. جالب اینجاست که رمانی حدودا 1700 صفحه ای – در ترجمۀ فارسی – با شخصیت‌های داستانی پرشمار و با ویژگی های غریب قرن نوزدهمی، نه اثری از ملال و ابهام در خواننده باقی می گذارد و نه رنگی از تعصب و قشری‌گری در آن یافت می شود. از همین روست که این رمان قریب به دو قرن ماندگار شده و آنچنان در پرداخت شخصیت‌ها و حوادث داستانی موفق بوده که هنوز می تواند مو بر تن خوانندۀ قرن بیست و یکمی راست کند و گاه او را با طنازی به تبسم بیندازد و گاه در لحظاتی احساسی، بر گلویش بغض بنشاند. اگر این کتاب و دیگر آثار لئو تولستوی را نخوانده اید، بهتر است ابتدا «مرگ ایوان ایلیچ» و «آنا کارنینا» را بخوانید که هم کوتاه‌تر هستند و هم به مانند «جنگ و صلح» درخشان. چهل کلاغ به دوستداران رمان‌های تاریخی، این عناوین را نیز پیشنهاد می کند: «بینوایان» ویکتور هوگو، «جان شیفته» رومن رولان، «دکتر ژیواگو» بوریس پاسترناک، «کلبۀ عمو توم» هریت بیچر استو، «بر باد رفته» مارگارت میچل.

    • شابک

      12345
    • 1234

    نظرات