ZOOM

چرا ارباب‌ حلقه‌ها کتاب مهمی است؟ پنج دلیل پراکنده.

  • اگر با سابقه‌ی ارباب حلقه‌ها آشنا نیستید مطلب تاریخچه‌ی نگارش و انتشار ارباب حلقه‌ها را در سایت چهل کلاغ بخوانید تا با داستان پرماجرای این سه گانه‌ی مشهور آشنا شوید. این یادداشت موضوعش چیز دیگری است. واقعیت این است که تا قبل از ساخته شدن فیلم‌های پیتر جکسون، ارباب حلقه‌ها در ایران تا این حد شناخته شده نبود و همین حالا هم ممکن است خیلی‌ها بپرسند که چرا باید این داستان طولانی سه جلدی را بخوانیم؟ (اگر جواب این سوال را می‌دانید سریع بروید کتاب‌های تالکین را بخرید: یاران حلقه، دو برج ، بازگشت پادشاه، سیلماریلیون، هابیت) 1. جهان شگفت‌انگیزِ زمین میانه: این روزها بسیار مد شده که هر نویسنده‌ای برای خودش جهانی فانتزی بیافریند و داستانی در آن روایت کند، از نغمه‌های آتش و یخ (که سریال Game of Thrones) بر اساسش ساخته شده بگیر، تا بازی‌ای مثل world of warcraft، ولی اولین کسی که این کار را به کمال رساند تالکین بود. از این نظر می‌شود گفت که هابیت و ارباب حلقه‌ها، الگوهای تمام نویسندگانِ این کاره هستند. بنابراین اگر علاقه‌تان به این ژانرِ داستانی جدی است، خواندن آثار تالکین برای درک و ارزیابی تمام آثار این ژانر ضروری است. 2. ترکیب الگوهای داستان‌گویی: الگوهای حماسی، اگر ایلیاد و اودیسه را معیار قرار دهیم دو تا هستند، یکی الگوی ایلیاد که همان حماسه‌ی نبرد است، و دیگری الگوی اودیسه که حماسه‌ی سفر است. تالکین در هابیت این دو الگو را با هم ترکیب کرده، ولی غلبه‌ی کامل با الگوی سفر است. در ارباب حلقه‌ها این دو الگو در ترکیب متعادلی با هم هستند، نبردهای آراگورن و گاندالف در روهان و گوندور به اندازه‌ی سفر فرودو اهمیت دارند. 3. جذابیت بدون عناصر رایج: این از عجیب‌ترین ویژگی‌های ارباب حلقه‌هاست. در این داستان از سه عنصر اساسیِ تولید جذابیت در آثار داستانی اثری نیست: یعنی خشونت، جاذبه‌های جنسی و راز. تالکین در ارباب حلقه‌ها با دستِ رو بازی می‌کند، تمام اطلاعات را به مخاطب می‌دهد، خشونت خاصی هم در داستان نیست. هیچ خبری از جاذبه‌های جنسی نیست، همه‌ی شخصیت‌ها به شدت متشخص هستند(اگر این مورد باعث شده دلسرد شوید، نغمه‌های آتش و یخ را پیشنهاد می‌کنم.) در ارباب حلقه‌ها آنچه جذاب است، خود قهرمان‌ها، والامنشی آنها، خوبیِ آنها و کارهایی است که می‌کنند. از این نظر واقعا ارباب حلقه‌ها منحصر به فرد است. 4. جستجوی وارونه: معمولا در داستان‌ها قهرمان دنبال چیزی می‌گردد تا آن را به دست بیاورد و دشمن را شکست دهد. ارباب حلقه‌ها برعکس است، یک حلقه پیدا می‌شود که نباید بشود، دقیقا همین حلقه را نباید کسی پیدا می‌کرد! و حالا که پیدا شده نباید به دست دشمن بیفتد، در واقع برخلاف اکثریت داستان‌ها چیز گمشده‌ای وجود ندارد، هدف این است که قهرمانان آنچه پیدا شده را نابود کنند. همین تغییر در ساختارِ کهن، ارباب حلقه‌ها را همیشه تازه نگه می‌دارد، این دقیقا آن چیزی است که من به آن اصالت می‌گویم. 5. فلسفه‌ی قدرت: افلاطون در کتاب جمهوری مثال حلقه‌ی گوگس را مطرح می‌کند. گوگس چوپانی است که حلقه‌ای پیدا می‌کند، با کمک حلقه نامرئی می‌شود و می‌رود به قلعه و شاه را می‌کشد و ملکه را اغوا می‌کند و .... . سوال افلاطون این است: آیا کار گوگس غیراخلاقی است؟ آیا قدرتِ بسیار زیاد نیاز به اخلاق را از بین نمی‌برد؟ تالکین هم دقیقا همین سوال را می‌پرسد، مثال تالکین هم حلقه است، و اتفاقا حلقه‌ای که نامرئی می‌کند(آیا تالکین واقعا به افلاطون ارجاع داده؟ نمی‌دانم.) تمام قهرمانان داستان می‌توانند حلقه را به دست کنند و بسیار قدرتمند شوند، و هرکس راهی را برای برخورد با حلقه انتخاب می‌کند، اگر کاوشِ فلسفی در این سوال برایتان جالب است، به نظرم خواندن ارباب حلقه‌ها هم برایتان جالب خواهد بود. از این جور دلایل می‌توانم زیاد بشمارم(که البته طبیعی است چون طرفدار کتابم) ولی این را هم بگویم که برای خواندن ارباب حلقه‌ها یک دلیلِ از همه ساده‌تر هم هست: خواندنش می‌چسبد. لذت ببرید. لینک خرید آثار تالکین در چهل کلاغ:

Write Your Review

Rating: