ZOOM

درباره مجموعه داستان «تندر» از زکریا تامر کمدی هراسناک گرسنگی

  • تندر/ زکریا تامر/ ترجمه محمدرضا مرعشی پور/ نشر رامی/ چاپ اول: 1393/ قیمت: 7000 تومان/ تعداد صفحات: 104 صفحه درباره مجموعه داستان «تندر» از زکریا تامر کمدی هراسناک گرسنگی علی شروقی اعراب نیز مانند ما در داستان نویسی پیشینه چندانی ندارند. با این حال به نظر می رسد آنها با همین پیشینه کم بهتر از ما توانسته‌اند در ادبیات جهان جا باز کنند. دلایلش هر چه که هست، امروزه می بینیم که ادبیات داستانی عرب، به ویژه با ثبت یک جایزه نوبل در کارنامه خود جای پایش را بیش از ما در ادبیات جهان سفت کرده و همین عاملی است که این کنجکاوی را بر می انگیزد، یا قاعدتا باید بر‌انگیزد که موضوع چیست و در داستان معاصر عرب چه می گذرد و داستان عربی ریشه دار در کدام سنتهای بومی و جهانی قصه نویسی است که توانسته به چنین جایگاهی دست یابد. برای دست یابی به پاسخ این پرسش باید ترجمه ادبیات عرب به صورتی گسترده تر و فراگیرتر انجام شود و تنها به یک نویسنده محدود نماند. این، کاری است که در سالهای اخیر و به ویژه بعد از بهار عربی بیشتر و جدی تر پی گرفته شده و نشان می دهد که به جز نجیب محفوظ کم کم ترجمه آثار نویسندگان دیگر عرب، از جمله نویسندگان جدیدتر عرب نیز دارد رواج پیدا می کند که یک نمونه اش انتشار ترجمه‌های رحیم فروغی از دو رمان «واحه غروب» و «عشق در تبعید» بهاء طاهر – نویسنده مصری – است که از نویسندگان بعد از نجیب محفوظ است. اما از دیگر نویسندگان عرب که به نسل بعد از نجیب محفوظ تعلق دارند، یکی هم زکریا تامر است که مجموعه داستان «تندر» به ترجمه محمدرضا مرعشی‌‌پور از جمله آثاری است که از او به فارسی ترجمه شده است. از تامر علاوه بر این مجموعه داستان، دو کتاب «داستانهای رندا» و «جوجه تیغی» هر دو با ترجمه رحیم فروغی و داستان «ببرها در روز دهم» با ترجمه موسی اسوار در ایران چاپ شده اند. خواننده ای که داستان معاصر عرب را با نجیب محفوظ شناخته در مواجهه با مجموعه داستان «تندر»، نخستین چیزی که توجهش را جلب می کند این است که اینجا دیگر از رئالیسمی از جنس رئالیسم کلاسیک نجیب محفوظ خبری نیست. البته رئالیسم نجیب محفوظ نیز کاملا بری از عوالم رازآلود افسانه های شرقی نیست اما در کار نجیب محفوظ رئالیسم اروپایی در شکل قرن نوزدهمی خود دست بالا را دارد، حال آنکه در داستانهای تامر ضمن حفظ جوهر واقعیت که لازمه هر اثر داستانی موفق است، شاهد گونه ای از فانتزی هستیم که از حکایت‌پردازی شرقی مایه می گیرد و به گروتسک می رسد؛ به یک کمدی هراسناک که در آن هرکس وحشیانه در حال بلعیدن دیگری است؛کمدی هراسناک «گرسنگی». جغرافیای داستانی که تامر ترسیم می کند، جغرافیایی فقیر و گرسنه است. جغرافیایی بیابانی که در آن ردی از آبادانی نیست. البته داستانها در فضای شهری می گذرند اما تامر شهر را همچون محیطی بدوی ترسیم می کند. محیطی بدوی با مردمی گرسنه و پیشاپیش محکوم. در کنار گرسنگی و اشتیاق خوردن که در بعضی داستانهای تامر به آدمخواری می رسد، محاکمه و محکومیت نیز یکی از مولفه های اصلی قصه های زکریا تامر در مجموعه داستان تندر است. محکوم گاه خیام شاعر است (داستان «متهم»)، گاه طارق بن زیاد (داستان «کسی که کشتی ها را به آتش کشید»)، گاه آدمی عادی (داستان «زندان») و گاهی هم یک حیوان (داستان «اسب و پاسبان») در تمام این داستانها و داستانهای دیگر مجموعه تندر، با نویسنده ای مواجهیم که با کاربرد خلاقانه شگردهای کهن روایتگری، با احضار گذشته در امروز و بردن امروز به قعر افسانه و حکایت و امثال و حکم، به خوبی توانسته است جهان خاص خود را بیافریند. قصه های تامر ارجاع به زمان و مکان مشخصی ندارند. در آثار او مولفه های به شدت امروزی در کنار مولفه هایی کهن قرار می گیرند و با این کنار هم قرار گرفتن، با این آمیزش هنرمندانه، جهان تازه ای خلق می شود. جهانی که اجزاء برسازنده آن پس از عبور از درون تخیل نویسنده، به یک وحدت ارگانیک با یکدیگر دست یافته اند و حاصل این وحدت ارگانیک به بیان در آمدن جهانی گرسنه و محروم و ترسخورده در ادبیات است. این جهان با آدمهایش که پیوسته در سایه فقر و گرسنگی و وحشت زندگی می کنند، در داستانهای تامر به هیات کابوس در می آید. کابوسی که اجزاء برسازنده اش بسیار دقیق و حساب شده کنار هم قرار گرفته اند تا بیشترین تاثیر هنری و زیبایی شناختی را بر خواننده بگذارند. جملات قصه های زکریا تامر گاه به نحوی کنار هم قرار می گیرند که خواننده را به همراه شخصیتهای داستان، از یک دریافت و حس، به دریافت و حسی متناقض پرتاب می کنند و همین است یکی از عواملی که در کار تامر خنده را به وحشت پیوند می زند. این ویژگی را در بیشتر داستانهای مجموعه تندر می بینیم. دیگر اینکه تامر نویسنده ای است که به شیوه ای فشرده و سخت موجز که گاه به رسم چند خط ساده می ماند، به جوهر واقعیت دست می یابد و این کار سختی است. کوتاه نویسی به شیوه ای که در عین کوتاه نوشتن، عصاره واقعیت را به بیان در آوری حساسیت، ظرافت و مهارتی در دیدن و شکار درست جزئیات را می طلبد که یک نویسنده متوسط یا کم تجربه فاقد آن است.

Write Your Review

Rating: